حمید:خوب خانم ها و آقایان عید نوروز باشه ,طراوت و سبزی باشه از یکی از سبز ترین یکی از محبوب ترین و یکی از دوست داشتنی ترین خواننده ها و هنرمندان خوبمون در برنامه ما اثری نباشه !بله مثل هرسال خانم ها و آقایان لیلا فروهر این تک ستاره موسقی پاپ رو در برنامه مون میبینیم.
خوش اومدی لیلا جون.

لیلا:مرسی
حمید:عید شما مبارک.
لیلا:عید شما هم مبارک,اجازه بدین سلامی عرض کنم خدمت بینندگان عزیز تلویزیون ایران و همه ی هموطن های خوبم در همه جای دنیا الان نشستن دارن مارو نگاه میکنن ,واقعا این اینترنت و این ماهواره ها خیلی شانس بزرگی رو به مخصوصا ما هنرمند ها داده که به محض اینکه یه جا حضور داریم خوب همه مارو میبینن
و این خیلی مسئله جالبیه.و خیلی خوشحالم که یک بار دیگه در برنامه عید شما تونستم شرکت کنم .حمید جان من واقعا اینو میخواستم عنوان کنم در شروع برنامه من از روز اولی که به لس آنجلس اومدم تو یکی از اون کسانی بودی که با این که یه ماهواره خیلی داخلی و کیبل کوتاه ویه ساعته بود برنامه تون؟

حمید:کیبل کوچولو ولی آدم های بزرگ میامدن تو برنامه ما.

لیلا:همیشه به من لطف داشتنی ,همیشه محبت داشتی و در شروع کار من در لس آنجلس خوب خیلی مسائل بودو یه گروهی سنگ مینداختنو ولی تو خیلی محبت داشتی به خاطر همین من وظیفه خودم رو میدونم که حداقل هر سال عید اینجا باشم در خدمت شما و در خدمت همه کارکنان تلیوزیون ایران که همیشه محبتشون شامل حال من بود.

حمید:باورتون نمیشه اینی که الان لیلای عزیز میگه راست میگه,هر سال لیلای عزیز اینجاست.الان به شوخی داشتم میگفتم لیلا جون هر موقع میای اینجا چروک ترین لباس هاتو واسه ما میپوشی(خنده)گفتم ولی کار ما گرفت با همون لباس های چروک

لیلا:(خنده)ولی اذیت میکنه,من همیشه بهترین لباس هامو میارم برای تلویزیون ایران.

حمید:نمیدونین آخه چهار دست لباس عوض کرده,اولا یکی از خواننده هایی که خانم ها و آقایون خیلی پیکی هست خیلی حساسه وقتی جلوی دوربین قرار میگیره

لیلا:خوب من پایسیزم ,هم ماه خودتم دیگه.

حمید:آره هم ماهیم,پایسیزیم.بعد خدمتتون عرض کنم ولی من به این حساسیت نیستم

لیلا:آخه مردها و زن ها فرق میکنن,خانم ها خیلی آدم حسابی ترن(خنده)

حمید:خانم ها چین؟

لیلا:خیلی آدم حسابی ترن(خنده)

حمید:بله!نفهمیدم (خنده)

لیلا:نه شوخی میکنم.

حمید:ولی لیلا هر چی که بگه,شوخی بکنه هر چی که دوس داره بگه,لیلا رو دوسش داریم به خاطر سال ها آشنایی,سال ها دوستی .هنرمندیست که در قلب میلیون ها ایرانی جای داره.

لیلا:ما دیگه واقعا مثل فامیلیم.

حمید:واقعا همین جوره,خداشاهده.ما یه موقعی هم ما بچه محل بودیم تو همین آمریکا,تو یه خیابون میشستیم ,تو خیابون کاناگا.که بعد لیلا جون بعد از اینکه ازدواج کرد به اورنج کانتی رفت و ...

لیلا:همسایه دیوار به دیوار بودیم.

حمید:ولی در مجموع میخوام بهتون بگم لیلا همیشه بوده.چه روی استیج های خودمون سال های پیش که آهنگ های خوشکلی رو ازش ضبط کردیم که شاید الان تو آرشیومون نگاه بکنیم براتون یه تیکه هایشو پخش بکنیم.این هارو بهش میگن چی؟حمایت و من دوست میدارم که لیلا در موقع عید تو همه ی تلویزیون ها میره,با همه حالت تبریک و دوست داشتنو عشق و محبت داره.

لیلا: حمید جون من همیشه مسئله دوستی رو چون ببین ما ها اینجا یه بیست و چهار پنج سال با هم زندگی کردیم ,واقعا مثل یک خانواده شدیم همه مون از خانواده هامون از ملت ایران دور بودیم.اینجا واقعا ما ها مثل فامیلیم. من وقتی مانی رو میبینم احساس
میکنم یکی از فامیلامه,و یا بچه های تو رو میبینم انقدر احساس قشنگی به هشون دارم و من همیشه دوستیم رو با مسائل کاری و بیزینسی همیشه جدا کردم .حتی ممکنه با اون تلویزیون یا اون گروه کنسرت یا برنامه تلویزیونی اونجوری نداشته باشم ولی همیشه دوستی هام ورفاقت هام پابر جا بوده و همیشه احترام قائل بودم برای کسانی که من رو دوست داشتن ,به من محبت کردن و این محبت همیشه متقابله.

حمید:صددرصد همین جوره.لیلای عزیز برای برنامه نوروزی ما یه آهنگ جدید آورده ,هدیه ایست به همه شما عزیزان که الان براتون پخشش میکنیم نام این آهنگ هست؟

لیلا:آرزوی من این است.

حمید:آرزوی من این است.این آهنگ خوشگل رو با هم میبینیم و بعد برمیگردیم کارنامه ی کاری لیلا فروهر از چهار پنج سالگی دست همه شما هست یعنی لیلا فروهر روی دست های پرمهر شما رشد کرد ,بزرگ شد و امرو به اینجا که الان میبینین رسید.سال های سال  هست ,كه جزء خواننده های تراز اول کشور ماست و این محبت شما هاست که او رو نگه میداره.با هم نگاه میکنیم این آهنگ رو برمیگردیم ورق میزنیم این کار رو با فیلم هایی که بازی کرد ,با آهنگ هی خوشگلی که خوند و با یه دنیا عشقی که همواره به شما داشته .با هم نگاه میکنیم به این آهنگ زیبا.


<پخش موزیک ویدیوی آرزوی من این است>

لیلا:چه ویدیوی قشنگی.

حمید:به به.مثل یه بلبلی که درختان و سرسبزی رو میبینه و میخونه وقتی که این آهنگ داشت پخش میشد لیلا هم میخوند و من اینجا که نشسته بودم مو به تنم ایستاده بود .

لیلا:آخی,چون این آهنگمو خیلی دوس دارم حمید جان

حمید:یه تیکشو بخون توروخدا,بذار مردم هم بفهمن.

لیلا:بذار بگم آهنگساز این آهنگ رامین زمانی عزیزن ,تنظیم کنندش همچنین.شعرزیباش از مریم حیدرزاده عزیزه که کار هاشو واقعا خیلی دوس دارم .این برنامم در کداک تیائتر بود فریبا جون  خیلی زحمت کشیده بود برای این ویدیو و اصولا این آهنگ یکی از  فیوریت آهنگ های خوده منه ,خیلی دوسش دارم .

حمید:دیدم چقدر زیبا میخونی ,تورو خدا یه تیکشو بخون.

لیلا:آقای امیر بدرخش هم دیدید توی تصویر ها که پیانو میزدنو روی صحنه لایو با ما زدن و چقدر هم کارشون قشنگ بود.خیلی باشخصیت,خیلی آقا .کارشون هم فوق العادس.

حمید:بسیار پسر گلی هستش,بسیار انسان باشخصیتیه و رامین زمانی عزیز که این آهنگ رو ساخته ,چقدر زیبا ساخته وشعر مریم حیدر زاده که چقدر قشنگ گفته.یه تیکه قرار بود برامون بخونی!

لیلا:چی رو بخونم؟

حمید:همین آهنگ رو .برای اینکه من به تنم لرزه افتاد وقتی خوندی.

لیلا:آرزوی من این است که دو روز طولانی(خنده)چی شد!

حمید:باشه از اول,موها خوشکله,قبل از اینکه بخونی بگو ببینم موهاتو کی درست کرده این دفعه؟خیلی خوب درست کرده ,چه رنگ قشنگی زده.رنگ رو کی کرده موهاتو؟

لیلا:این رنگ رو طبق معمول اقای هانری

حمید:هانری عزیز,چقدر پسر خوبییه.

لیلا:تغیروتحول یه دفعه از بلوند اومدم تو قرمزو

حمید:ولی به هت میاد .

لیلا:جدی!

حمید:خیلی به هت میاد.اولا چتری گذاشتی به هت میاد خیلی خوب ولی یادمون نمیره که

لیلا:مثل همون زمان هایی شده که تازه کار خوانندگی رو شروع کرده بودم در ایران .

حمید:من میخوام بزنم به تخته  .برای اینکه مواظب خودت هستی.میریم خانم ها وآقایان زنده این آهنگ زیبایی رو که الا ن پخش کردیم یه تیکش رو لیلای عزیز برای ما بخونه.


<اجرای زنده آهنگ آرزوی من این است با صدای لیلا فروهر>

لیلا:خیلیشو یادم رفته.

حمید:به به,خیلی قشنگ میخونی.

لیلا:قربونت برم ,مرسی.

حمید:لیلا چهار پنج سالگی رفت تو کار هنر .چه جوری شد که رفتی تو کار هنر و این فیلم های خوشگلی رو که از اون موقع به عنوان کار نامه داری الان تو دست ماست ,چی شد اصلا هنر پیشه شدی؟

لیلا:والا خدا خواست(با زبان رشتی)(خنده)به هرحال فکر میکنم جزءسرنوشت من بود و تلنتی که داشتم و استعدادی که از طرف پدر و مادرم به من رسیده بود و همون طوری که گفتم من واقعا پشت صحنه تئاتر بزرگ شدم .تئاتر سپاهان پدر مادرم اونجا بودن با همدیگه آشنا شدن ,با هم ازدواج کردن و مادر من زمانی که حامله بودن 9 ماه روی صحنه هم حتی اجرای نقش میکردن و..

حمید:فرنگیس حالش خوبه؟

لیلا:بله,خداروشکر

حمید:خیلی خوب ها؟

لیلا:خیلی خوبن ,خداروشکر

حمید:یعنی ما میتونیم شب عیدی روش حساب کنیم که تو برناممون داشته باشیمش؟

لیلا:باید با خودش صحبت کنی

حمید:اوکی,از همین جا به هش سلام میکنم.
لیلا:قربونت برم.به هرحال خیلی هم خودم علاقه مند بودم و از همون روز های اول که ما کوچ کردیم به تهران وقتی وارد تهران شدیم آقای همایون شوهر خاله من خوب دیدن من استعداد بازیگری دارم ایشون من رو معرفی کردن به آقای صابر رهبر که آقای صابر رهبر
وقتی بازی من رودیدن در همون لحظه اول سه چهار تا قرار داد با من بستن و گفتن خیلی بچه با استعدادیه و خیلی خوب بازی میکنه.اولین فیلمی که بازی کردم فیلم مراد و لاله بود .

حمید:درسته من این فیلم رو رفتم.صابر رهبر

لیلا:با مجید فرید فر بازی کردم که خدا بیامرز مجید فریدفر توی جنگ متاسفانه شهید شد و اونم خیلی هنرپیشه بااستعدادی بود تو فیلم چرخ بازیگر هم با فرید بازی کرده بودم و فیلم خیلی قشنگی بود و سه چهار تا فیلم یه دفعه با هم بازی کردم بعد دیگه تو اکثر فیلم های ایرانی بازی کردم و خوشحالیم اینه که اکثر فیلم هایی که باز ی کردم فیلم های خوب سینمای ایران بود .

حمید:این فیلمی رو که الان میخوایم پخش بکنیم این فیلم فکر میکنم فیلم (لیلی و مجنون )باشه.شما تصویر چهار پنج سالگی لیلا رو میبینین در این جا.با هم نگاه بکنیم روش لطفا توضیح بده برای ما

لیلا:این فیلم رو من بچگی های لیلی رو بازی میکردم که خانم آفرین نقش بزرگی رو بازی میکرد و آقای بهروز وثوقی مجنون بودن بله.اینو توی مکتب خونه نشون میده که لیلی و مجنون اون فقط مینویسه لیلی و من هم مینویسم قیس.و چون خانواده لیلی خانواده متمول و مثل اینکه پادشاه بودن ولی خانواده مجنون نه .به خاطر همین پدر لیلی عصبانی میشه و میگه که شما دیگه حق ندارین هم دیگه رو ببینین ,تا اینا بزرگ میشن بعد یواش یواش به طرف هم کشیده میشن بهروز وثوقی و آفرین که بله دیگه این قصه ادامه داره

حمید:بله,چند ساله بودی اینجا؟

لیلا:من پنج شیش ساله بودم .

حمید:بسیار عالی.خیلی خوب.این از فیلم لیلی و مجنون که مشاهده کردین.بد نبود اگه صداشو میبردی بالا که ببینیم چه خبره اونجا.

لیلا:آ این قسمتش قشنگه.

حمید:یه کم بیارید عقب تر که اون قسمتی که سر رو شونه هم میذارن تو سن  5  سالگی,همین جا


<پخش چند تیکه از فیلم لیلی و مجنون>

لیلا:آخی ,این فیلمو یادمه که در قصر شیرین فیلم برداری کردیم بعد من خیلی بچه بودم اونوقت اونجا حیون های زیاد مثلا عقرب همین جوری  راه میرفت مثل یه صحرا بود دیگه .

حمید:چه چیز هایی که تو ندیدی عقرب در صحرا(خنده)

لیلا:(خنده) بعد یه چادر های مخصوص داشتیم که این چادر ها زیپ داشت بعد زیپشون رو میکشیدیم پایین که این حیون ها نیاد تو ,من هم همش میترسیدم.

حمید:تو این فیلم دقیقا یادته؟
لیلا:آره یادمه.

حمید:خیلی جالبه ها,یه فیلم دیگم داریم به نام چهار خواهر .چهار تا خواهر کیا بودن؟

لیلا:من بودم ,خانم شهین بودن ,خانم گوگوش بودن و یه خانم دیگه به اسم مینا که فکر میکنم همون یه دونه فیلم رو بازی کردن .و خانم شهلا

حمید:یه قسمتی شو با هم ببینیم .شهلای معروف؟

لیلا:بله,خانم شهلای عزیز

<پخش چند تیکه از فیلم چهار خواهر>

حمید:چقدر زیبا.صدای خودت بود؟
لیلا:بله.
حمید:چقدر قشنگ میخوندی.

لیلا:اسمم تو این فیلم هلوی پوست کنده بود.(خنده)
حمید:خوب هلوی پوست کنده در چهار پنج سالگی دیدید چقدر قشنگ میخونه.

لیلا:چون کوچیکترین بچه خانواده بودم تو این فیلم اسم من رو گذاشته بودن هلوی پوست کنده .
حمید:همون موقع معلوم بود که تو این استعداد رو داری یعنی حنجره داری.
لیلا:روی نوت میخوندم.

حمید:از نوت خارج نمیخوندی ,باریکلا.یکی از فیلم هایی که خانم ها و آقایان من عاشقش بودم و بار ها و بار ها نگاهش کردم و هنوز هم که هنوزه وقتی این فیلم رو میبینم لذت میبرم با اسطوره سینمای ایران فردین بازی میکرد لیلا و چه بازی کرده بود ,همیشه تو ذهن من هست قسمتی که تو اون ماشین اشرافی نشسته بودی با فردین و چقدر زیبا و چقدر قشنگ.حالا من نمیدونم کدوم قسمت رو آماده کردن.

لیلا:فکر کنم قسمتیه که با خانم آذر شیواس.
حمید:کاش اون قسمت ماشین رو آماده میکردی.
لیلا:خوب اونو دیگه زیاد دیدن.این قسمت فکر میکنم رمانتیک تر باشه.
حمید:بله بله ,با هم نگاه میکنیم بعد برمیگردیم.فیلم سلطان قلب ها خانم آذر شیوا بود.....

لیلا:بله آقای فردین ,آقای همایون شوهر خاله عزیزم,آقای بهمنیان خدا رحمتشون کنه در بین ما نیستن و آقای کهنمویی.این صحنه خیلی قشنگیه ببینین اینو.


<پخش چند تیکه از فیلم سلطان قلبها>

حمید:فردین این اسطوره سینمای ایران.خوب من سوالم اینه؟این دختر خوشگل کوچلو که انقدر سرش رو انقدر زیباو انقدر بالغ تکون میده کسی به هت یاد میداد که این کار رو بکنی؟

لیلا:نه خودم

حمید:چه جوری میشه آخه؟

لیلا:نمیدونم یه تلنتی بوده استعدادی بود که داشتم البته خوب آقای فردین خانم آذر شیوا چقدر هم من این دو تا هنرمند رو دوست داشتم ,واقعنا احساس میکردم پدر مادر دوم من هستن سر فیلم برداری خوب اینا خیلی کمک میکردن از تجربیاتشون استفاده میکردم ولی خوبیه من این بود که خیلی سریع میگرفتم
همه چیز رو یعنی اگه یه کار اشتباه میکردم هر چیزی که ازم میخواستن میتونستن همون ها رو از من بگیرن میدونی چی میگم.خانم آذر شیوا من اون زمان که در پاریس بودم ایشون رو دیدم و در اونجا زندگی میکنن.اتفاقا شنیدم چند وقت پیش یکی از کارگردان های خوب سینما پیشنهاد کردن که در یک فیلم سینمایی بازی کنن که ایشون مثل اینکه قبول نکردن که یه داستانی بود اون موقع ایران که اکثر هنرمندای خیلی خوب اومدن جلوی سینما و اعتراض کردن که چرا فیلم های خیلی کمرشال میسازینو یه مقداری باید فیلم های هنری بسازین و این مسئله باعث شد که دیگه آذر شیوای عزیز از اون موقع کار سینما رو گذاشت کنارو دیگه در فیلم های سینمایی نمیکرد و از همون زمان هم رفت فرانسه,حالا داستان همین قضیه رو میخواستن فیلمشو بسازن که خانم آذر شیوا مثل اینکه قبول نکردن .

حمید:پس الان در پاریس مقیم هستن؟

لیلا:در پاریس هستن منم اتفاقا ایشون رو ملاقات کردم ,چقدر هم خوشحال شدم و همون جوری دوست داشتنی و مهربون و بله.

حمید:بسیار بسیار خانم خوبی بودن در سینمای ایران و هر جا هستن انشاالله سلامت باشن.یه فیلم دیگم داریم این فیلم رو با هم میبینیم اسم این فیلم چیه؟
لیلا:مهمان
حمید:این فرنگیسه؟
لیلا:نه این خود منم.

حمید:خودتی!چقدر شبیه همین.نگاه میکنیم با هم.


<پخش چند تیکه از فیلم مهمان و اجرای زنده آهنگ مهمان>

حمید:به به ,این جا چند سالت بود لیلا اگر اونجا به هت میگفتن هلوی پوست کنده ,به نظر اینجا هلوی پوست کنده بودی.برای اینکه چقدر صورت قشنگ و پر طراوت و زیبا و ...

لیلا:16 17 سالم بود .
حمید:16 17 سالگی اومدی به کار خوانندگی دیگه؟
لیلا:نه بابا, 14 سالم بو د.تو دیگه باید یادت باشه.ولی اینجا خوب بزرگتر شده بودم دیگه مثلا این دهمین فیلمی بود که بعد از اینکه بزرگ شدم و این آهنگش مال آقای روحانی بود و شعرش مال خانم هما میر افشار بود.

حمید:من فکر میکنم این آهنگ جزء بیستومین آهنگ هایی بود که تو خوندی.
لیلا:بله بله.

حمید:چون اولین آهنگ ی که لیلا در همون موقع خوند منم تو کاباره میامی کار میکردم خانم ها و آقایان دیونه بود .یادته؟
لیلا:دیونه
حمید:چه جوری بود,خنده به لب هاش نمییاد.

لیلا:اولین آهنگی که من خوندم آهنگ ..
حمید:من که دیونه یادمه ,تو کاباره تهران با ارکستر بزرگ و یه ابهتی خاص لیلا وقتی اومد رو استیج آقای محمود قربانی
لیلا:با یه گروه چهل نفره ,اریک هم بله ایشون هم خدا رحمتشون کنه.

حمید:اریک یه مرد فرانسوی بود که فرهنگ ایران و موسیقی ایران رو خیلی دوس داشت روحش شاد باشه زبون فارسی رو هم مثل بلبل ظبط میکرد .

لیلا:من حالا جالبه که در شروع کارم خیلی با کار های جدی شروع کردم ,یعنی آهنگ و شعر هایی بود که شاید به سن من زیاد نمیخورد میدونی چون من 14 سالم بود ,یه دختر بچه بودم واقعا شعر های خیلی جدی چرا؟به خاطر این که با آهنگ ساز ها و شعرای خوبی اون زمان شروع کردم مثل آقای:
جنتی عطایی,اردلان سرفراز ,شهریار قنبری مثل آقای بابک  بیات و واقعا خیلی کار های جدی بود .تنها شعرهایی که یادمه میخورد به من شعر هایی بود که آقای جنتی عطایی ساخته بودن برای من ,یکیش اون روزها دیگه گذشتن

<اجرای زنده آهنگ اون روزها دیگه گذشتن>

لیلا:میدونی یعنی روی سن من این شعر ساخته شده بود و خیلی شعر زیبایی بود .
حمید:شعر نوجوانی بود.
لیلا:آره,اولین آهنگی که من خوندم از ساخته های آقای اردلان سر فراز و آهنگ قشنگ آقای پرویز مقصدی به اسم دلم تنگه .

<اجرای زنده آهنگ دلم تنگه>

حمید:به به,خیلی زیبا ,بسیار عالی ,خدمتون عرض کنم سال ها گذشت و آمدیم به آمریکا و آهنگ های زیبایی رو لیلا یک به یک خونده ,واقعا از صدای بسیار زیبایی برخوردارهست از بچگی دیگه روی استیج بزرگ شده این آخرین آهنگ هایی که خونده رامین زمانی با همکاری های نزدکی داشته و شما همکاری تون با رامین زمانی .یکی از آهنگ های خیلی خوشگل که رامین زمانی درست کرد همونه که خودش گیتار میزنه و میخونه.

لیلا:بهانه
حمید:خیلی باحاله,این آهنگ رو اگه موافق باشی با هم میبینیم که باز سری بزنیم به آهنگ های زیبای لیلا و..


<اجرای زنده آهنگ بهانه و پخش موزیک ویدیوی بهانه>

حمید:لیلا داستان این ویدیو  بی هاینداسكین رو نشون دادین پشت صحنه رو نشون دادین؟

لیلا:تقریبا,وقتی که کنسرت داریم چه کار هایی انجام میدیم اول آهنگساز اتفاقا برای اولین بار بود که رامین زمانی اومد جلوی دوربین ویدیو بعد البته دیده بودنش تو برنامه ها و مصاحبه ها ولی تو ویدیو بازی نکرده بو تا حالا .

حمید:تا حالا نخونده بود جایی!

لیلا:نه نه ولی صداش خیلی خوبه ,رامین خوانندس اصلنا مگه نمیدونستی ؟

حمید:نه نمیدونستم ولی به خودش هم گفتم رامین تو خیلی قشنگ میخونی .

لیلا:خیلی خوب میخونه .بعد میره پیش آرایشگرش که هانری عزیزه که رفتم اونجا ,بعد رفتم پیش دیزاینر بسیار خوبم خانم سیمین برای طراحی لباس بعد تو خیابون های وست وود میگشتم برای پیدا کردن وسایل مختلف و لباس و لوازم آرایشو و از کارها

حمید:واقعنا این دردسر ها هست ها!

لیلا: بله بعد تمرین با رقصنده ها ,تمرین با موزی شن ها که بعد هم کنسرت انجام شدو این ویدیو رو هم آقای کوجی تو استودیو خودشون گرفته بودن .
حمید:نشون داده نمیشه که تو استودیو هستش.

لیلا:بله ولی خیلی تصویر ها چقدر گرمو ریچو ماشاالله کوجی همیشه کار هاش برای من خیلی خوب بوده.

حمید:خدمتتون عرض کنم خانم ها و آقایان یه فیلم دیگم داریم از لیلای عزیز که با خدابیامرز پرویز فنی زاده بازی کردن و هومن مفید که اگر موافق باشین یه تیکه هایشو با هم ببینیم.

لیلا:باغ بلور


<پخش چند تیکه از فیلم باغ بلور>

حمید:به به

لیلا:بله فیلم باغ بلور بود یکی از آخرین فیلم هایی بود که من در ایران بازی کردم آقای فنی زادم رو خدا رحمت کنه یکی از بزرگترین هنر پیشه های سینما و تئاتر ما بودن و اون هنرپیشه دیگم آقای هومن مفید یکی از برادران خانواده مفید بله آقای بهمن مفید

حمید:بله بله خانوادگی همه هنرمندن ,شمام خانوادگی هنرمندین اگه داریم حساب میکنم.:بابا,مامان ,خاله ,ژاله,شوهر خاله

لیلا:خواهر ,فریبا.میدونی فریبا چند تا فیلم سینمایی بازی کرده
حمید:بله هنر دیگش اینه که تو این شهر واقعا بعضی موقع ها واقعا آدم فکر میکنه خدایا ما کجا افتادیم همین لس آنجلس رو میگیم اینجوری با همه ی قشنگی های یه خانم ایرانی چنان مردانه قدم برمیداره و چنان منیج میکنه همه چیز رو آدم لذت میبره.

لیلا:خدا حفظش کنه و برادر حمید رو که دیگه میشناسین

حمید:بله حمید همکار خود ما بود .بله خیلی خیلی.انشاالله خداوند همهتون رو نگه داره روح جهانگیر فروهر این هنرمند شایسته سینما و تئاتر ایران واقعا شاد باشه .

لیلا:و یادی بکنیم از هنرمندانی که در بین ما نیستن :آقای ارحام صدر که از هنرمندانی بودن که اولین باری که من به روی صحنه رفتم با آقای ارحام صدر بود جزءافتخارات منه .آقای میری عزیز ,آقای تورج نگهبان

حمید:این ها همه جواهرات بودن که از بین ما رفتن

لیلا:بله خدا رحمت کنه همه هنرمندا و خواننده های عزیز مهستی عزیز که در بین ما نیست .

حمید:ما یه قسمت تو برناممون خواهیم داشت برای مهستی عزیز که حتما تو برنامه های نوروزی گنجوندیم میبینن عزیزان ولی چقدر قشنگ شد که لیلا صحبت از پیشکسوت ها صحبت از کسانی که در حال حاضر در بین ما نیستن کرد امید وارم که روحشون شاد باشه اگر چه نیستن ولی شناسنامه های کاریشون هست ما همیشه به وجود
گذشتشون افتخار میکنیم و به نبود امروزشون ارجی در دلمون هست برای تک تکشون .

لیلا:بله ,واقعا
حمید:زنده باشی

لیلا:من هم خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما بودم امید وارم همیشه برنامه های خوب همچنان ارائه بدین به مردم ملت ایران که انقدر دوستون دارن و این همه بیننده دارین و من هم خیلی خوشحالم که میتون به هرحال هر روز که میگذره کار های جدید کار های نو ارائه بدم و طرفدار های خوبم و فن های عزیزم که فنکلاب من رو اداره میکنن

حمید:ارتش لیلا فروهر(خنده)

لیلا:(خنده) بله ....
حمید:دیشب اتفاقا جاتون خالی مهمون داشتیم با اسی نشسته بودیم ,چند تا سی دی طرفدار هام خودشون درست کردن که از تمام برنامه هایی که من در دبی داشتم و عکس های من ,فیلم های من این هارو درست کردن و برای من فرستادن .داشتیم این ارو میدیدیم دیدم واقعا اینا چقدر زحمت میکشن برای من .خیلی متشکرم ازشون و جالبه که چه
رابطه ی خوبی به غیر از اینکه با فریبا همیشه در تماسن و فریبا همیشه به هشون خبر های جدید رو میده ,ردو بدل میکنن با هم ,اسی هم خیلی رابطه ی خوبی با این بچه ها داره مرتب به تلفنش زنگ میزنن و وقتی منو نمیتونن پیدا بکنن میخوان با هام حرف بزنن و خیلی جالبه واقعا خیلی متشکرم از این طرفدار های خوبم .انشاالله که همیشه
خوش و سلامت باشن و بتونیم هم چنین این همکاری رو ادامه بدیم در سال های آینده و عید نوروز رو تبریک میگم به همه هموطن های خوبم و ...چی میگی(خنده)

حمید:فریبا جان چی میگی؟ بگو

<پخش موزیک ویدیوی وقتی به تو میرسم>

حمید:آخرین سوال من از لیلای عزیز این هست که تو این بیست بیستو چند سال پیش که لیلا رو داریم ازش میپرسیدیم که کی ازدواج میکنی؟ لیلا ازدواج کرد و الان هم خیلی خوشبخته و با شوهر خوبش اسی عزیز هستن و خیلی روزگار خوبی رو دارن .حالا میخوایم بپرسیم نمیخواین بچه دار بشین؟

لیلا:والا چرا ما که خیلی دلمون میخواد ولی دیره یه ذره(خنده)

حمید:چرا دیره؟یعنی چی دیره!اصلا دیر نیست.من فکر میکنم که حیف که یه لیلا فروهر دیگه نباشه ,ها

لیلا:بله من هم خودم یکی از آرزو هامه ولی انشاالله هر چی خدا بخواد دیگه ,ببینیم چی میشه در آینده.

حمید:هر چی خدا بخواد,انشاالله که یه پسر کاکل ذری ,یه دختر خوشگل تو زندگیتون بیاد و شاد باشین هم تو و هم اسی.برات آرزو میکنم که همیشه برات بهترین ها باشه لیلا جون و انشاالله که خداون نگه دارت باشه و به مامانه گلت خیلی سلام برسون فرنگیس عزیز ,به اسی عزیز همین جور و انشاالله که همیشه خوبی ها با تو باشه

لیلا:برای شما هم همچنین.خیلی متشکرم که این وقتو در اختیار من گذاشتین .انشاالله که به قول معروف هر روزتون عید باشه هم شما و هم ملت ایران .

حمید:قربون همه شما .مصاحبه ایی با لیلا فروهر عزیز در دنباله برنامه ها با شما عزیزان خواهیم بود.

لیلا:باییییییییییییییییی


<پخش موزیک ویدیوی مجنون به لیلا میرسه>